الغزالي

114

كيمياى سعادت ( فارسى )

سبب سوم مزاح است كه اندر بيشتر احوال به خشم ادا كند [ 1 ] : بايد كه خويشتن را به جد مشغول كند اندر شناختن كار آخرت و حاصل كردن اخلاق نيكو ، و از مزاح بازايستد . و همچنين پر خنديدن و سخريت كردن به خشم ادا كند [ 2 ] : بايد كه خود را از اين صيانت كند ، كه هر كه استهزا كند به وى نيز استهزا كنند و اگر ديگرى بر وى استهزا كند خويشتن را خود خوار كرده باشد . سبب چهارم ملامت كردن و عيب كردن است ، كه آن نيز سبب خشم گردد از هر دو جانب . و علاج آن بود كه بداند كه هر كه بىعيب نباشد وى را ملامت نرسد [ 3 ] و هيچ كس بىعيب نبود . سبب پنجم حرص و آز بود بر زيادت مال و جاه ، كه بدان [ 4 ] ، حاجت بسيار شود . و هر كه بخيل باشد ، به يك دانه كه از وى ببرند خشمگين شود . و هر كه طامع بود به يك لقمه كه از وى فوت شود خشمناك شود . و اين همه اخلاق بد است و اصل [ 5 ] خشم اين است . [ فصل علاج علمى و عملى خشم ] ، و علاج اين همه علمى است و عملى . امّا علمى آن است كه آفت و شر آن بداند ، كه ضرر آن بر وى اندر دنيا و دين به چه حد است ، تا به دل از آن نفور شود ، آنگاه به علاج عملى مشغول شود . و اين [ 6 ] چنان باشد كه با اين صفات به مخالفت برخيزد ، كه علاج همه اخلاق مخالف است ، چنان كه اندر رياضت نفس گفتيم . و سببى عظيم‌تر انگيختن خشم را و اخلاق بد را آن است كه صحبت

--> [ 1 ] ادا كردن ، انجاميدن ، منجر شدن . [ 2 ] ادا كردن ، انجاميدن ، منجر شدن . [ 3 ] هر كه خودش بىعيب نباشد حق ملامت كردن ديگران را ندارد . [ 4 ] زيرا كه به سبب حرص و آز . . . [ 5 ] اصل ، ريشه . [ 6 ] علاج عملى .